تبلیغات
یاقوت کویربشرویه - زندگی نامه حضرت قاسم بن الحسن ‏علیه السلام:
یاقوت کویربشرویه
(فرهنگی و اجتماعی - سیاسی-عکس- متفرقه)حضرت امام خمینی (ره):پشتیبان ولایت فقیه باشید تابه مملکت شماآسیبی نرسد.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


یاقوت كویر
یاقوت كویر نام وبلاگ من است
تقدیم شما سلام وبلاگ من است
همگام شما و با صداقت بودن
با لطف خدا ،‌ مرام وبلاگ من است
شادم كه شما سری به وبلاگ زنید
این خواسته ی مدام وبلاگ من است
ازعشق و محبت تو ای یارعزیز
لبریز همیشه جام وبلاگ من است
یك جمله بگویم این كه دوستت دارم
این جمله فقط تمام وبلاگ من است
«سروده :محمدرضاقاسمیان»
این وبلاگ به معرفی آداب وسنن فرهنگی و اجتماعی،مراسمات و... درشهرستان بشرویه می پردازد؛علاوه بر آن به مناسبت فرارسیدن ایام مخصوص مطالب یا تصاویری را درج می نماید.امیداست موردپسندبینندگان عزیزواقع شود.منتظردریافت نظرات ارزنده ی شمابزرگواران هستم.
باحترام

مدیر وبلاگ :محمدرضا قاسمیان
حضرت قاسم بن الحسن ‏علیه السلام فرزند امام حسن مجتبى ‏علیه السلام است در مورد تاریخ ولادت ایشان اطلاع دقیقى در دست نیست ولى عموما در پنجم رمضان شهرت یافته است.مادر او بانویى بزرگوار به نام ام ولد است كه نام ایشان نجمه بوده است. حضرت قاسم‏ علیه السلامحدود 2-3 سال قبل از شهادت پدر بزرگوارش دیده به جهان گشود. از این رو با عموى مهربان خویش حضرت اباعبدالله الحسین‏ علیه السلام خو گرفته بود. و در دامان امام حسین ‏علیه السلام پرورش یافت .. ظاهراً شكل و شمایل ظاهرى و خصوصیات دیگر حضرت قاسم ‏علیه السلام شباهت بسیارى به پدر بزرگوارش امام حسن ‏علیه السلام داشته به گونه ‏اى كه امام حسین ‏علیه السلام با دیدار اواز برادر محبوب خویش یاد مى ‏كرد و فرزند برادرش را در آغوش مى‏گرفت و نوازش مى ‏كرد.چهره ‏ى آن حضرت چنان زیبا و دل ‏انگیز بود كه او را به پاره‏ ى ماه یا ستاره‏ ى زیبا تشبیه كردند .
زندگی نامه حضرت قاسم بن الحسن ‏علیه السلام:
حضرت قاسم بن الحسن ‏علیه السلام فرزند امام حسن مجتبى ‏علیه السلام است در مورد تاریخ ولادت ایشان اطلاع دقیقى در دست نیست ولى عموما در پنجم رمضان شهرت یافته است.مادر او بانویى بزرگوار به نام ام ولد است كه نام ایشان نجمه بوده است. حضرت قاسم‏ علیه السلامحدود 2-3 سال قبل از شهادت پدر بزرگوارش دیده به جهان گشود. از این رو با عموى مهربان خویش حضرت اباعبدالله الحسین‏ علیه السلام خو گرفته بود. و در دامان امام حسین ‏علیه السلام پرورش یافت .. ظاهراً شكل و شمایل ظاهرى و خصوصیات دیگر حضرت قاسم ‏علیه السلام شباهت بسیارى به پدر بزرگوارش امام حسن ‏علیه السلام داشته به گونه ‏اى كه امام حسین ‏علیه السلام با دیدار اواز برادر محبوب خویش یاد مى ‏كرد و فرزند برادرش را در آغوش مى‏گرفت و نوازش مى ‏كرد.چهره ‏ى آن حضرت چنان زیبا و دل ‏انگیز بود كه او را به پاره‏ ى ماه یا ستاره‏ ى زیبا تشبیه كردند .

در سال 50 ( ه.ق ) وقتی کار سمّ جعده ملعونه( همسر امام حسن (ع) ) به آنجا کشید که پاره های جگر امام در اثر آن، از دهان مبارکش، بیرون آمد، در لحظه های آخر، امام حسن ( ع ) همه اهل و عیال خود را به امام حسین (ع) واگذاشت. یکی از فرزندان امام حسن (ع) که در این لحظات، شاهد ماجرا بود و چشم از چشم عمو، بر نمی داشت، قاسم (ع) بود. کودکی که حدود سه بهار از عمر شریفش سپری نگردیده بود. 
با نقشه ای که معاویه بن ابوسفیان کشید تا یزید را به جای خود بنشاند، حضرت حسین (ع)، برای بیعت نکردن با یزید مجبور به ترک مدینه شد. در قافله ای که به سوی حجاز رهسپار بود، اهل و عیال امام مجتبی (ع) هم بودند. مکه، برای امام حسین (ع) امن نبود بنابراین بر اساس نامه دعوت کوفیان – که مسلم بن عقیل (ع) هم آن را تایید کرده بود روز هشتم ذیحجه که حجاج، در تدارک رفتن به عرفات بودند، از مکه بیرون آمد. 
کار کاروان سرگردان حسینی به کربلا کشید و در محاصره قرار گرفت تا شب عاشورا فرا رسید.

اینک قاسم بن الحسن (ع)، سیزده ساله شده و در مدتی که پدرش را از دست داده بود، امام حسین (ع) چنان در تربیت قاسم کوشیده و با او انس داشت که او را (یا بنیّ) ( ای پسرکم ) خطاب می کرد. 
ابوحمزه ثمالی (ره) می گوید، از حضرت زین العابدین (ع) شنیدم که می فرمود:
چون شب عاشورا فرا رسید، پدرم تمامی اصحاب و یاران خود را جمع کرد و به آن ها فرمود:
ای یاران و پیروان من، تاریکی شب را مرکب خود قرار داده و جان خود را نجات دهید که مطلوب این قوم ، جز من کسی نیست و ... 
پس از امتناع آنان، آن حضرت فرمود: همانا فردا من کشته می شوم و همه کسانی که با من هستند، نیز کشته خواهند شد. و از شما احدی باقی نخواهد ماند ...
قاسم ابن الحسن (ع) که در این جمع حاضر بود، مشتاقانه پرسید: آیا من هم کشته خواهم شد. 
امام حسین (ع) با محبتی پدرانه به او فرمود: 
یا بنیّ، کیف الموت عندک 
پسرم، مرگ در نزد تو چگونه است؟ 
و قاسم، بدون لحظه ای درنگ، پاسخ داد: 
یا عمّ احلی من العسل 
عمو جان از عسل شیرین تر است. 
امام حسین (ع) هم فرمود: 
عمویت فدایت شود آری والله، تو یکی از مردانی هستی که در رکاب من به شهادت خواهی رسید.
روز عاشورا ، پس از آن که نوبت به قاسم ابن الحسن رسید، در خیمه ها ولوله ای دیگر بود و میدان رفتن او تماشایی.

قاسم بن الحسن برادر پدر و مادرى همان ابوبكر بن حسن است كه بیش از او كشته شد.

ابومخنف به سندش از حمید بن مسلم (كه خبرنگار لشكر عمر بن سعد است ). روایت كرده كه گفت : از میان همراهان حسین علیه السلام پسرى كه گویا پاره ماه بود به سوى لشکر شمر بیرون آمد، و شمشیرى در دست و پیراهن و جامه اى بر تن داشت و نعلینى بر پا كرده بود؟ بند یك از آن دو بریده شده بود، و فراموش نمى كنم كه آن نعل پای چپش بود.
عمرو بن سعید بن نفیل ازدى كه او را دید گفت : به خدا سوگند هم اكنون بر او حمله آرم . بدو گفتم : سبحان الله تو از این كار چه مى خواهى ؟ همانهایى كه مى نگرى از هر سو اطرافشان را گرفته اند، تو را از كشتن او كفایت كنند، گفت : به خدا سوگند من شخصا باید به او حمله كنم ، این را گفت و بى درنگ بدان پسر حمله برد و شمشیر را بر سرش فرود آورد، قاسم به رو درافتاد و فریاد زد: عمو جان ! و عموى خود را به یارى طلبید.
حمید گوید: به خدا سوگند حسین (كه صداى او را شنید) چون باز شكارى رسید و لشكر دشمن را شكافت و به شتاب خود را به معركه رسانید و چون شیر خشمناكى حمله افكند و شمشیرش را حواله عمرو بن سعید كرد، عمرو دست خود را سپر كرد، ابوعبدالله دستش را مرفق بیفكند و به یك سو رفت ، لشكر عمر بن سعد (براى رهایى آن پست خبیث ) هجوم آورده و او را از جلوى شمشیر حسین علیه السلام به یك سو برده نجاتش دادند، ولى همان هجوم سواران سبب شد كه آن نتوانست خود را از زمین حركت دهد و زیر دست و پاى اسبان لگد كوب گردید و از این جهان رخت بیرون كشید - خدایش لعنت كند و دچار رسوایى محشرش گرداند. 
گرد و غبار فرو نشست ، حسین علیه السلام را دیدم كه بالاى سر قاسم بود و او پاشنه پا بر زمین مى سود، در آن حال آن جناب مى فرمود: از رحمت حق به دور باشند گروهى كه تو را كشتند، و رسول خدا صلى الله علیه و آله در روز قیامت درباره تو خصم ورزد و طرف آنها باشد. 
سپس فرمود: به خدا سوگند ناگوار و گران است بر عموى تو كه او را بخوانى و پاسخت را ندهد، یا پاسخت بدهد ولى سودى به تو نبخشد، روزى است كه دشمنش بسیار و یاورش اندك است ، سپس قاسم را بر سینه گرفت و از زمین بلند كرد و گویا هم اكنون مى نگرم به پاهاى آن جوان كه بر زمین كشیده مى شد، و همچنان او را بیاورند تا در كنار جسد فرزند على بن الحسین افكند. من پرسیدم : این پسر كه بود؟ گفتند: قاسم ابن حسن بن على بن ابیطالب بود. صلوات الله علیهم اجمعین .
عاشور ابه روایت لهوف 
راوی گفت: دیدم جوانی بیرون آمد که صورتش مانند پاره ماه بود، و مشغول جنگ شد. ابن فضیل ازدی چنان بر فرقش زد که سرش را شکافت و او با صورت به زمین افتاد و فریاد زد: عمو جان، به دادم برس. 
امام حسین (ع) مانند باز شکاری از اوج، به کنار او فرود آمد و همچون شیر خشمگین بر دشمنان حمله ور شد، شمیشری بر ابن فضیل زد که دست سپر شده او از آرنج جدا شد، ابن فضیل چنان فریادی زد که همه لشکر شنیدند و برای نجاتش تاختند که باعث شد بدن او زیر سم اسب ها بماند و به هلاکت برسد. 
گرد و غبار که فرو نشست، امام حسین (ع) کنار قاسم (ع) ایستاده بود در حالی که او از شدت درد پای بر زمین می سایید. 
امام فرمود : از رحمت خدا دور باد گروهی را که تو را کشتند و جدّ و پدرت در روز قیامت از آنان دادخواهی خواهند کرد 
سپس فرمود:
به خدا قسم بر عمویت دشوار است که تو او را به یاری بخواهی و او دعوت تو را اجابت نکند یا اجابت کند ولی به حال تو سودی نبخشد. به خدا قسم امروز روزی است که برای عمویت کینه جو فراوان است و یاور اندک. 
بعد از آن پیکر قاسم (ع) را به سینه گرفت و با خود به خیمه ها رساند و در میان کشتگان بنی هاشم قرار داد. 
سهم امام حسن مجتبی (ع) - که قبر بی شمع و چراغش در بقیع خاموش است - در کربلای حسینی، 6 قربانی به نامهای: ابی بکر، قاسم، عبدالله، عمر، بُشر و احمد (محمد) بن الحسن می باشد، که در منای عشق خود را فدای عمو کردند.

منبع:http://www.yaghasem.com/main/fa/page,108





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 1 تیر 1394
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:55 ب.ظ
My coder is trying to convince me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the costs.

But he's tryiong none the less. I've been using WordPress on several websites for
about a year and am concerned about switching to another
platform. I have heard fantastic things about blogengine.net.
Is there a way I can transfer all my wordpress posts into it?
Any kind of help would be greatly appreciated!
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:56 ق.ظ
Hello friends, its enormous piece of writing concerning tutoringand fully explained, keep it up all the time.
دوشنبه 9 مرداد 1396 05:29 ب.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your weblog and wished
to say that I have really enjoyed browsing your blog posts.
In any case I will be subscribing to your feed and I hope you write again soon!
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:26 ق.ظ
Thank you for any other excellent article. The place else may anybody get that
type of info in such an ideal method of writing? I have a presentation subsequent week, and I'm on the
look for such information.
یکشنبه 13 فروردین 1396 11:37 ق.ظ
Hey, I think your website might be having browser compatibility issues.
When I look at your blog in Firefox, it looks fine but when opening in Internet Explorer, it has some
overlapping. I just wanted to give you a quick
heads up! Other then that, wonderful blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

رفتـــ 25